Archive for اوت, 2014

سالقتل

3 اوت 2014

وقتی که بودنت را به خاطر اُنس درکی نبود

وقتی که باد با عطرِ نگاهت موافق نبود

باران غمگسار و این زمینِ بی صلت

وقتی که شب به شب این آه مرا ترانه بود

آنان که بر مزار تو سور عزا پزند

وقتی که در پناهشان تو را دمی صفا نبود

ما را ببخش ای استورهِ ستبر فدا

وقتی که درد می کشیدی و پاسخی نبود

مستانه خواندی این آخرین غزل

وقتی که  آب یارای غسل پاکی اَت نبود

بر این زمین مُبرهن و آن زمان دگر روشن

وقتی که رفتی و در عالم آسایشی نبود

این سایهِ درختِ پر مهرِ خاطرت

وقتی که اشک دلم بر شانه ات نبود

باری چگونه سر شد این سال پر زِ کین؟

وقتی که کورشی در کجاوهِ آغوش تو نبود