نامه ای به عزیزترینم

19 مارس 2016

دمدمای عید است دیگر
دلم برایت خیلی تنگ شده
یک دلتنگی اساسی
از آن دل تنگی های نآمده و رفته
عشق چیز عجیبیست
به خورشت قرمه سبزی تو می ماند. خوب که قل می خورد جا می افتد.
عشق چیز عجیبیست…
از آن عجایب دوست داشتنی..
حتمی در نبودم خانه سرد ، سنگین و تنهاست
و موهای مریم هر شب با شانه ای بر سرت میجنگند.
میدانم!!! شاید هم به خودم به زور می قبولانم که تو ، تنهایی ، لیوان های دوتاییِ چایی، گوشواره های عروسکی ، لباس های زنانه ی جذابت ، همه منتظرم هستید.
خوب…
خودت خوبی؟
نامه که نباید همه حرف غم و غصه ی نبودنمان باشد.
بگذار کمی هم راجع به وقایع دنیا حرف بزنیم.
مثلا میدانی این زمستان شبهایش بی تو کمی پاییز است؟
و این جا بدون تو یک حجم خاکستری از نفهمی هاست؟
اینجا فقط عسلویه نیستها حتی تهران هم نیست … اینجا بدون تو می شود تمام عالم … تمام هستی
و میدانی
این نفهمیدن ها دارد موهایم را سفید میکند؟
چندین تار موی سفید در لابلای موهایم موج میخورد الان
کاش یک بار بنویسی.
یک اندک جوابی
خط کوتاهی بنویسی
تا جوابت دهم که :

» دوش در حــلقه مــا قصــه گیســوی تـو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود »

این جماعت خیلی آدم نا حسابی هستند.
به من میگویند دیوانه.
حرف های بعید میزنند.
میگویند نمیشود برای نبودنی ها نوشت. میگویند این تو که «نیستی » را چطور میشود نامه ای کرد و دل خوش بود ؟

و من گفتم : » شما یک مشت آدم خرفت هستید.
اوریانا فالاچی یک نامه ی بلند و بالا برای فرزندش نوشته. او هرگز متولد نشده. کتابش هزار تا جایزه و اینها برده و هزار جا هم چاپش کرده اند.
حتی توی ایران خراب شده  خودمان…
هزار بار سانسورش کردند و چاپش کردند. و من مردی را میشناختم که نسخه ی فرانسوی ی این کتاب را به زنی هدیه داده بود و آن زنک بی سواد کتاب را قاب (!) کرد و به دیوار زد»

یادت هست گفتم :
» اطناب نکن. حرف زیادی نزن. مثل این زنهای توی کوچه نباش.
تخمه نشکن . حسادت نکن. زنانگی نکن. بند نباش. به دستو پایم نبند. حالم را نگیر. پشتم بمان. بالای پنجره روی حلقه های دود سیگار دلداده ات سرمایه گذاری کن.
یادت هست گفتی این شهر ارزش ماندن ندارد و من یک روز از اینجا میروم؟  یادت هست رفتی؟
یادت هست من ماندم ؟ یادت هست من به گوشه ی گلهای باغچه خانه ی پدریم سنجاق شدم و تو…

– اینجا یک سکوت طولانیست و من و او هر دو هیچ کلمه ای برای ادامه دادن این داستان نداریم – »

خلاصه –
دوستت دارم.
و هر چه باشی و نباشی
هر جای عالم
با همان بلیطت و آن مانتو رنگارنگ و چمدان قهوه ای خاکی ات.
راستی عیدت مبارک
دوست دارت : س خ

7 پاسخ to “نامه ای به عزیزترینم”

  1. pariyph Says:

    عید شما مبارک دوست عزیز:)


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: